تبلیغات
شعرا - مبل

مبل

تاریخ:جمعه 1 خرداد 1394-05:45 ق.ظ

 یه بار رفته بودیم جایی مهمونی مبل چرمی داشتن ، پسر خالمم که ۱۰سالشه تشسته بود که یهو یه صدایی اومد همه خندشون گرفت ، اینم هول شد گفت به خدا من نبودم صندلی گ.و.زید بعد هم گریه کرد و گفت خودتون میگ.و.ز.ید میندازید گردن من و رفت تو اتاق و ما هم نفهمیدیم بالاخره کی بود !

******2dayjok.ir.***

 


 

 


 مامانم یه قابلمه جدید خریده بعد امروز به شوخی گفتم اگه توش خط بندازم چیکار میکنی ؟؟؟ برگشت گفت هیچی فقط یکی مثل همون خط میندازم رو صورتت …

 من

 روحیه عاطفی مادرانه

 لنگ و چاقو ضامن دار

 سازمان حمایت از کودمان بی سرپرست



******2dayjok.ir***

 


 

 


 مامانم مدیر ساختمون شده از دیشب با بابام سرسنگینه !

 میگم چی شده ؟ میگه شارژو دیر به دیر میده !

 مامان جو زده ست داریم ؟



 


******2dayjok.ir***



نوع مطلب :

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


بک لینک ارزان بک لینک دائمی